معنی گنجفشانی
7 بازدید
[ گ َفَ / فِ ] (حامص مرکب) پراکندن گنج و پول و زر و سیم بین مردمان. بخشندگی : من که چو گل گنج فشانی کنم دعوی پیری به جوانی کنم.نظامی. چون خلفا گنج فشانی کنی تاج دهی تخت ستانی کنی. نظامی.
کلمات همقافیه با «گنجفشانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر