معنی گنجفشان
6 بازدید
[ گَ فَ / فِ ] (نف مرکب) آن که گنج و پول و زر و سیم بپراکند و ببخشد. جوانمرد. بخشنده : خسرو تاجبخش تخت نشان بر سر تاج و تخت گنج فشان.نظامی.
کلمات همقافیه با «گنجفشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر