معنی گنجسای
7 بازدید
[ گَ ] (نف مرکب) سایندهٔ گنج. آنچه که گنج را ساید. || آنچه گنج را فروتر از خویش گیرد: گوهر گنج سای مدح ترا گشته غواص ذهن من مهجور. مسعودسعد (دیوان چ رشیدیاسمی ص ۲۶۸).
کلمات همقافیه با «گنجسای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر