معنی گنجدار
6 بازدید
[ گَ ] (نف مرکب) خزینه دار. (شعوری ج ۲ ص ۲۹۷۲). خزانه دار. (ناظم الاطباء). || صاحب گنج. متمول. غنی : همه کدخدایند مزدور کیست همه گنج دارند گنجور کیست؟فردوسی. سر گنجداران پر از بیم گشت ستمکاره را دل به دو نیم گشت.فردوسی. گنجداران فزون ز حد شمار گنج بر گنج ساختند نثار.نظامی.[ گَ ] (اِ مرکب) نام نوایی و صوتی است از موسیقی. (برهان) (آنندراج) (جهانگیری) (شعوری ج ۲ ص ۲۹۷). این بیت را از منوچهری دامغانی شاهد آورده اند: دو گوشت همیشه سوی گنجدار دو چشمت همیشه سوی اهوران. «فرهنگ نظام» ولی این بیت در دیوان چ کازیمیرسکی (ص ۱۰۰) و چ دبیرسیاقی (ص ۶۲) بدین صورت آمده و اصح است: دو گوشت همیشه سوی گنج گاو دو چشمت همیشه سوی احوران. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین).
کلمات همقافیه با «گنجدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر