معنی گنجاتور
9 بازدید
[ ] (اِخ) نام پادشاه اوزبک که در زمان سلطان ابوسعید ایلخانی به دربند لشکر کشید و ابوسعید خود به مقابلهٔ او شتافت و بعداً امیر چوپان نیز از خراسان به جلو او شتافته از آب کر گذشت و لشکریان او را شکستی سخت داد و بسیاری را اسیر گرفت. رجوع به ذیل جامع التواریخ رشیدی صص ۸۵-۸۶ شود.
کلمات همقافیه با «گنجاتور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر