معنی گنبد گردنده
7 بازدید
[ گُمْ بَ دِ گَ دَ دَ / دِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کنایه از آسمان است : چون نبینی که یکی زاغ و یکی باز سپید اندرین گنبد گردنده پس یکدگر است. ناصرخسرو. ای گنبد گردندهٔ بی روزن خضرا با قامت فرتوتی و با قوت برنا. ناصرخسرو. گنبد گردنده خانه ای است سپنجی مهر چه بندی بر این سپنجی خانه. ناصرخسرو. ازین گردنده گنبدهای پرنور بجز گردش چه شاید دیدن از دور.نظامی. گنبد گردنده ز روی قیاس هست به نیکی و بدی حق شناس.نظامی.
کلمات همقافیه با «گنبد گردنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر