معنی گل نمودن
6 بازدید
[ گُ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) ظاهر شدن. تجلی کردن : یعنی بیا که آتش موسی نمود گل تا از درخت نکتهٔ توحید بشنوی.حافظ.
کلمات همقافیه با «گل نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر