معنی گل نشاندن
6 بازدید
[ گُ نِ دَ ] (مص مرکب) کاشتن گل. نشا کردن گل. نشاندن گل چون نشاندن نهال یا نهال نشاندن : عمارت همی کرد و زر میفشاند همه خار میکند و گل مینشاند. نظامی (از آنندراج). من آن مستم که گر گل مینشانم تاک میروید ز تاکم برگ هم با سینهٔ صدچاک میروید. باقر کاشی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گل نشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر