معنی گلیگری کردن
6 بازدید
[ گِ گَ کَ دَ ] (مص مرکب) گل کاری. گل گری. شغل گل کاری داشتن : و ترا که پدرت گلیگری کردی در آتشکده های گرگان آورد تا بدینجا رسانید که کلید مشرق و مغرب در دست تو نهاد. (کتاب النقض ص ۴۱۸).
کلمات همقافیه با «گلیگری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر