معنی گلیز
7 بازدید
[ گِ ] (اِ) در مازندرانی گلز (آب لزج دهن گاو) (فرهنگ نظام). کردی غلز (بزاق). (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). آبی و لعابی را گویند که از دهن انسان و حیوان برآید. (برهان) (آنندراج) (فرهنگ رشیدی): غرق گشته تا بگردن در گلیز. سراج الدین راجی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گلیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر