معنی گلیرد
9 بازدید
[ گِ لْ یِ ] (اِخ) دهی است از دهستان مشک آباد بخش مرکزی شهرستان شاهی که در ۵۰۰۰گزی جنوب خاوری جویبار واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنه اش ۷۶۰ تن است. آب آنجا از رودخانه و رود ماچک تأمین میشود. محصول آن برنج، غلات، پنبه و صیفی و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).[ گِ لْ یِ ] (اِخ) دهی است از دهستان اهلمرستاق بخش مرکزی شهرستان آمل که در ۱۰۵۰۰گزی شمال باختری آمل و ۳۰۰۰گزی باختر راه شوسهٔ آمل به محمدآباد واقع شده است. هوای آن معتدل و سکنه اش ۳۴۰ تن است. آب آنجا از چشمهٔ چائوسر و فاضلاب دارابکلا تأمین میشود. محصول آن برنج، کنف، حبوبات، پنبه و مختصر غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «گلیرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر