معنی گلچه
5 بازدید
[ گِ چَ / چِ ] (اِ) سلوی و کرک. (ناظم الاطباء). بلدرچین : آن شهی نیست که در دشمن تو هست مجال پیش شاهین چه زند بال پریدن گلچه. ابوالمعالی (از فرهنگ شعوری ج ۲ ورق ۳۱۳ ب).[ گَ چِ ] (اِ) زاغچه و عکه. (ناظم الاطباء).[ گُ چَ / چِ ] (اِ مصغر) مصغر گل، یعنی گل خرد. (ناظم الاطباء). گل کوچک. رجوع به گیاه شناسی ثابتی ص ۴۳۹، ۴۵۰ و ۴۵۳ شود. || گل از ابریشم رنگین و جز آن که بر جامه کنند. نقشی با ابریشم یا نخ یا با رنگ به صورت گل. (یادداشت مؤلف). یک قسم زینتی بشکل گل کوچک که از ابریشم بر جامه و جز آن دوزند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «گلچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر