معنی گلو بازبریدن
4 بازدید
[ گُ / گَ بُ دَ ] (مص مرکب) جدا کردن سر از بدن. ذبح. و رجوع به گلو بریدن شود.
کلمات همقافیه با «گلو بازبریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر