معنی گلغر
4 بازدید
[ گُ غَ ] (اِ) پشم نرمی باشد که از بن موی بز به شانه برآرند و از آن شال بافند. (الفاظ الادویه) (برهان) (آنندراج). آن موی را کرک و کلک و تبت و تبد، نیز گویند. (فرهنگ رشیدی) (آنندراج) (جهانگیری): نه از شالبافان این روزگارم که گلغر ندانند باز از بریشم. نزاری قهستانی (از (آنندراج).[ گِ غَ ] (ص مرکب) (از: گل (به کسر) + غر گر، پسوند شغل). (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). بنّا و گِلکار. (برهان). گِل گر. رجوع به گِلکار و گِل گر شود.
کلمات همقافیه با «گلغر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غر» برای سرودن شعر