معنی گلشنآرای
9 بازدید
[ گُ شَ ] (نف مرکب) باغبان. (آنندراج). || سخت سرخ. حنایی روشن. سرخ همچون گل گلستان : چو بشنید پرویز برپای خاست یکی جام می گلشن آرای خواست که بود اندر آن جام یک من نبید به یک دم می روشن اندرکشید.فردوسی.
کلمات همقافیه با «گلشنآرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر