معنی گلرنگ

معنی واژه گلرنگ

6 بازدید
[ گُ رَ ] (ص مرکب) به رنگ گل. سرخ رنگ. سرخ : گلرنگ شود چو روی شویی همه جو مشکین گردد چو مو فشانی همه کو. رودکی. دگرباره بیدار شد خفته مرد برآشفت و رخسار گلرنگ کرد.فردوسی. تا به یاقوت تنک رنگ بماند گل سرخ تا به بیجادهٔ گلرنگ بماند گل نار.فرخی. ملک بر فرش دیباهای گلرنگ جنیبت راند و سوی قصر شد تنگ. نظامی. ملک حیران شد کآن روی گلرنگ چرا شد شاد و چون شد باز دلتنگ. نظامی. چندان سر خود بکوفت بر سنگ کز خون همه کوه گشت گلرنگ. نظامی (لیلی و مجنون ص ۱۴۵). ساقی بده آن شراب گلرنگ مطرب بزن آن نوای بر چنگ. سعدی (طیبات). بادهٔ گلرنگ تلخ تیز خوشخوار سبک نُقلش از لعل نگار و نَقلش از یاقوت خام. حافظ. پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان رخصت خبث نداد ارنه حکایتها بود. حافظ. از آن چون زخم میسازم گریبان پاره از شادی که خونم رزق آن لبهای گلرنگ است میدانم. صائب (از آنندراج).
[ گُ رَ ] (اِخ) نام اسب رستم است : || نام اسب فریدون : برآمد چو باد دمان از برش بشد تیز گلرنگ زیر اندرش.فردوسی. سرش تیز شد کینه و جنگ را به آب اندر افکند گلرنگ را.فردوسی. || نام اسب فریبرز: چو دیدش درآمد ز گلرنگ زیر هم از پشت شبرنگ شاه دلیر.فردوسی.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید