معنی گلالی
6 بازدید
[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چهاردولی بخش قروهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۳۲هزارگزی جنوب خاوری قروه و ۱۵هزارگزی باختر راه شوسهٔ قروه به همدان. هوای آن سرد و دارای ۴۳۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات، حبوبات و توتون است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان قالیچه بافی است. راه مالرو و دبستان نیز دارد و تابستان از طریق سوتپه اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان خالصه بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۳۹هزارگزی شمال باختری کرمانشاه نزدیک کوربلاغها. هوای آن سرد و دارای ۲۱۸ تن سکنه است. آب آن از چاه و محصول آن غلات، حبوبات و صیفی است. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. در فصل خشکی اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «گلالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر