معنی گلآلوده
7 بازدید
[ گِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) آلوده به گل : به کفش گل آلوده بر تخت شاه نشاید شدن کفش بفکن به راه.نظامی. گل آلوده ای راه مسجد گرفت ز بخت نگون طالع اندرگرفت. سعدی (بوستان). گل آلودهٔ معصیت را چه کار. سعدی (بوستان). و رجوع به گل آلود شود.
کلمات همقافیه با «گلآلوده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر