معنی گلآلود
6 بازدید
[ گِ ] (ن مف مرکب) تیره از خاک و لای. گل آلوده : در گریهٔ وداع تذروان کبک لب طاووس وار پای گل آلود میبریم.خاقانی. دلم که خدمت زلف تو کرد چون گلسر نکرده پای گل آلود شانه بازآورد.خاقانی. هر شام کز این خم گل آلود بر خنبرهٔ فلک شود دود.نظامی. - امثال: آب را گل آلود کردن و ماهی گرفتن. و رجوع به گل آلوده شود.
کلمات همقافیه با «گلآلود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر