معنی گشنسف
7 بازدید
[ گُ نَ ] (اِخ) (آل یا خاندان...) همدورهٔ اردشیر بابکان بوده و بر طبرستان و گیلان و رویان و دماوند حکومت داشت، اجداد او از زمان اسکندر کبیر (۳۳۰ ق . م.) فرمانروایان ولایات مزبور بودند و حکومت در خاندان او باقی ماند تا در حدود سال ۵۲۹ م . که کیوس فرزند قباد به حکومت مازندران فرستاده شد. (ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندران و استرآباد رابینو ص ۱۷۸).
کلمات همقافیه با «گشنسف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سف» برای سرودن شعر