معنی گشنسبداد
7 بازدید
[ گُ نَ ] (اِخ) سردار ایرانی، ملقب به نخوراگ که زرمهر او را مأمور مذاکره با ارمنیان نموده بود. (ترجمهٔ ایران در زمان ساسانیان چ ۲ ص ۳۱۸ و ۳۸۲ و بعد).
کلمات همقافیه با «گشنسبداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر