معنی گشاییدن
6 بازدید
[ گُ دَ ] (مص) باز کردن. گشودن. فتح کردن : اکنون چنان باش که شقه های خیمه ات را چون فروگشایند جائی دیگر بازتوانی گشاییدن و برآوردن. (کتاب المعارف بهاءولد).
کلمات همقافیه با «گشاییدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر