معنی گشاینده

معنی گشاینده

6 بازدید
[ گُ یَ دَ / دِ ] (نف) فاتح. فتاح. مفتّح. بازکننده : گشایندهٔ بند بسته تویی کیان را سپهر خجسته تویی.فردوسی. گشایندهٔ بندهای بدی همش رای و هم فرهٔ ایزدی.فردوسی. بختش هر روز فزاینده باد دستش هرگاه گشاینده باد.منوچهری. ای گشاینده یْ در خیبر، قران بی گشایشهای خوبت خیبر است. ناصرخسرو (دیوان چ مینوی ص ۳۵). سعوطی لطیف کننده و گشاینده. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). درهای امید بر رخم بسته شده بگشای خدایا که گشاینده تویی. (منسوب به شیخ ابوسعید ابوالخیر). که دایم به دانش گراینده باش در بستگی را گشاینده باش.نظامی. تو نیز ای گشایندهٔ قفل راز بترس از چنین روز و با ما بساز.نظامی. || حل کننده. تفسیرکننده. شرح دهنده : حل کنندهٔ مشکلات حوادث و گشایندهٔ معضلات نوایب است. (سندبادنامه ص ۲۲۶).

کلمات هم‌قافیه با «گشاینده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید