معنی گشاد دادن
12 بازدید
[ گُ دَ ] (مص مرکب) راندن تیر از کمان. انداختن. افکندن. رجوع به گشاد شود. || نشاندن مهره های تک در خانهٔ نرد.
کلمات همقافیه با «گشاد دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر