معنی گشاده گردیدن
6 بازدید
[ گُ دَ / دِ گَ دی دَ ] (مص مرکب) فتح شدن. مسخر گشتن : عراق و ایران است این امیر ایران است گشاده گردد ایران امیر ایران را. ؟ (از حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). هزار سال بزی شاد تا به هر سالی گشاده گردد بر دست تو هزار حصار. مسعودسعد.
کلمات همقافیه با «گشاده گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر