معنی گشادهدهان
5 بازدید
[ گُ دَ / دِ دَ ] (ص مرکب) آنکه دهانی گشاد و فراخ دارد: سری که اهل قلم پیش او قلم کردار همیشه بسته میانندی و گشاده دهان. سوزنی. || خوشرو. خنده رو. خوشحال. خندان. طلق الوجه.
کلمات همقافیه با «گشادهدهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر