معنی گشادهدندان
6 بازدید
[ گُ دَ / دِ دَنْ ] (ص مرکب) آنکه دندانهای او پیوسته نباشد. آنکه میان دندانها گشاده دارد: رجل رُتل؛ مرد گشاده دندان. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «گشادهدندان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر