معنی گسیل
7 بازدید
[ گُ ] (اِ) گسی. قیاس شود با گیلکی اوسه کودن (فرستادن). (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). روانه ساختن و فرستادن کسی به جایی. (برهان) (آنندراج). گسی. (جهانگیری) (غیاث). || دفع کردن. (برهان) (آنندراج) (غیاث): نومید مکن گسیل سائل را بندیش ز روزگار آن سائل.ناصرخسرو. || مرخص کردن. (آنندراج) (غیاث). || وداع کردن. (برهان).
کلمات همقافیه با «گسیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر