معنی واژه گستج
6 بازدید
[ گَ تَ ] (اِ) نام نوعی از خط و آن بیست وهشت حرف است که عهود و مواثیق و اقطاعات را بدان می نوشتند. رجوع به سبک شناسی بهار ج ۱ ص ۷۷ شود: متولی آن خرابی بفرمود تا بشکنند، لوحی بیرون افتاد از مس زرد بر [ آن ] به خط گستج نبشته، کسی را بر آن ترجمه واقف نبود. (تاریخ طبرستان ابن اسفندیار). و رجوع به گشته و گشتگ و کستج شود.[ گُ تَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مهوید بخش حومهٔ شهرستان فردوس واقع در ۲۵هزارگزی شمال خاوری فردوس و ۶ هزارگزی جنوب مالرو گناباد به فردوس. هوای آن معتدل و دارای ۹۴۵ تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، زعفران و ابریشم و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. مزارع کریم آباد، عباس آباد، شیرآباد، آهنگران، عبدل آباد، علی آباد، نوش آباد، بگرج و گردآباد جزو این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).