معنی گستاخی

معنی واژه گستاخی

7 بازدید
[ گُ ] (حامص) دلیری. بی باکی. (از آنندراج). بی پروایی. جسارت. تهور: نیست از من عجیب گستاخی که تو دادی به اولم دسته.رودکی. به گستاخی از باره آمد فرود همی داد نیکی دهش را درود.فردوسی. دروغ آزمای است چرخ بلند تو دل را به گستاخی اندر مبند.فردوسی. و اتفاق را بازرگانان روم بودند به ترکستان آمده بودند به گستاخی آنگه شنیده بودند که اسکندر بر کنار دریاست. (اسکندرنامهٔ نسخهٔ خطی سعید نفیسی). و میان ما دوستی و یگانگی بود و آنچه پیش از این گفته بودیم از راه گستاخی بود از سر آن درگذشتیم. (تاریخ بخارای نرشخی). بنده گستاخیی نخواهد کرد گر ترا سوی عفو باشد میل.انوری. به گستاخی درآمد کی دلآرام گواژه چند خواهی زد بیارام.نظامی. چو باشد گفتگوی خواجه بسیار به گستاخی پدید آید پرستار.نظامی. جان به چه دل راه در این بحر کرد دل به چه گستاخی از این چشمه خورد. نظامی. هرچه آید بر تو از ظلمات و غم آن ز بی باکی و گستاخی است هم.مولوی. بد ز گستاخی کسوف آفتاب شد عزازیلی ز جرأت ردّ باب.مولوی. مرد گستاخی نیم تا جان در آغوشت کشم بوسه بر پایت دهم چون دست بالائیم نیست. سعدی (غزلیات چ فروغی ص ۶۷). || آشنایی سخت نزدیک که به اسرار و نهانیها آگاهی پیدا شود. || انبساط. (زمخشری) (تفلیسی).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید