معنی گزیک
5 بازدید
[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان القورات بخش حومهٔ شهرستان بیرجند، واقع در ۳۰هزارگزی شمال خاوری بیرجند. هوای آن معتدل است و دارای ۷۵ تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و بادام و شغل اهالی زراعت است. راه مالرو دارد و مزارع اسبد، النگ، گزیک و تیدر جزء این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان زیرکوه بخش قاین شهرستان بیرجند، واقع در ۱۰۴هزارگزی جنوب خاوری قاین. هوای آن گرم و دارای ۲۹ تن سکنه است. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان طبس بخش درمیان شهرستان بیرجند، واقع در ۴۲هزارگزی شمال خاوری درمیان و ۶هزارگزی شمال آواز. هوای آن گرم و دارای ۱۷۷۵ تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، شلغم، چغندر و ابریشم است. شغل اهالی زراعت و راه آن اتومبیل رو می باشد. طوایف بهلولی، امام داود، حاج حقدار در این ده سکنی ََ دارند. دارای دبستان و دفتر ازدواج و طلاق نیز است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «گزیک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر