معنی گزیده کردن
5 بازدید
[ گُ دَ / دِ کَ دَ ] (مص مرکب) انتخاب کردن : ز صد دستان که او را بود در ساز گزیده کرد سی لحن خوش آواز.نظامی.
کلمات همقافیه با «گزیده کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر