معنی گزک زدن
7 بازدید
[ گَ زَ زَ دَ ] (مص مرکب) گزک زدن زخم؛ تشنج و بدی زخم از آب برداشتن، یا بو بردن. و رجوع به گزک زده شود.
کلمات همقافیه با «گزک زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر