معنی گزکزده
6 بازدید
[ گَ زَ زَ دَ / دِ ] (ن مفِ مرکب) زخمِ...؛ زخمِ آب کشیده یا عفونت یافته : دل خون گرفته است که دشمن هم از غمش در هم کشیده روی چو زخم گزک زده. میرالهی همدانی (از آنندراج). و رجوع به گزک زدن شود.
کلمات همقافیه با «گزکزده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر