معنی گزنهله
6 بازدید
[ گَ نَ لَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلیائی بخش سنقر شهرستان کرمانشاهان، واقع در ۶۰۰۰گزی جنوب اختر سنقر و ۲۰۰۰گزی باختر شوسهٔ سنقر به کرمانشاهان. هوای آن سرد و دارای ۵۴۵ تن سکنه است. آب آنجا از سراب گزنهله تأمین میشود و محصول آن غلات، حبوبات، تریاک، توتون، انگور، میوه ها قلمستان و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آن قالیچه، جاجیم و پلاس بافی است و راه فرعی به شوسهٔ دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «گزنهله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر