معنی گزند خوردن
6 بازدید
[ گَ زَ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) گزندرسیده شدن. (آنندراج). صدمه دیدن. آسیب دیدن : به زیر شاخ گل افعی گزیده بلبل را نواگران نخورده گزند را چه خبر. نظیری نیشابوری (از آنندراج). و رجوع به گزند شود.
کلمات همقافیه با «گزند خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر