معنی گزندر
6 بازدید
[ گَ زَ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان براکوه بخش جغتای شهرستان سبزوار، واقع در ۲۴ هزارگزی جنوب خاوری درمیان و ۱۴ هزارگزی شمال طبس. هوای آن معتدل و دارای ۲۷۹ تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود و محصول آن غلات پنبه کنجد، زیره و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «گزندر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «در» برای سرودن شعر