معنی گزللو
6 بازدید
[ گُ زَلْ لو ] (اِخ) دهی است از دهستان آجرلو بخش مرکزی شهرستان مراغه، واقع در ۵۵ هزارگزی جنوب خاوری مراغه و ۲۲ هزارگزی شمال خاوری شوسهٔ شاهین دژ به میاندوآب. هوای آن معتدل و دارای ۳۷۷ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه سارها تأمین میشود و محصول آن غلات، نخود، بزرک و شغل اهالی زراعت، صنایع دستی جاجیم بافی و راه آن مالرو است. در سه محل به فاصلهٔ ۷ هزارگزی به نام گزلا و بالا و پایین مشهور است. سکنه گزللو بالا ۱۵۵ و گزللو پائین ۸۳ تن است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ گُ زَلْ لو ] (اِخ) گوزلی. دهی است از دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر، واقع در ۳۱ هزارگزی شمال خاوری آبش احمد مرکز دهستان و ۱۲ هزارگزی ارابه رو لاریجان به اصلاندوز. هوای آن گرم و دارای ۱۲ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه درآورد و چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «گزللو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر