معنی گزاینده

معنی گزاینده

5 بازدید
[ گَ یَ دَ / دِ ] (نف) گزنده. آزاررساننده. آسیب رساننده : نه از تخم ایرج زمین پاک شد نه زهر گزاینده تریاک شد.فردوسی. از او یک زمان شیر و شهدست بهر بدیگر زمان چون گزاینده زهر.فردوسی. چو سودابه او را فریبنده گشت تو گویی که زهر گزاینده گشت.فردوسی. طعنهٔ دشمن گزاینده است طیبت دوستان بنگزاید.انوری. گزاینده عفریتی آشوبناک شتابنده چون اژدها بر هلاک.نظامی. چه خوش داستانی زد آن هوشمند که بر ناگزاینده ناید گزند.نظامی. گمان برد کآبی گزاینده خورد درو زهر و زهر اندرو کار کرد. نظامی. || کیفردهنده. مجازات کننده : نخست آفرین کرد بر یک خدای که اویست بر نیکویی رهنمای برآرندهٔ هور و کیوان و ماه نشانندهٔ شاه بر پیشگاه گزایندهٔ هر که جوید بدی فزایندهٔ فرهٔ ایزدی.فردوسی. || زننده. درشت : فرستادهٔ شاه گردن فراز [ ساوه شاه ] بیامد بنزدیک بهرام باز [ بهرام چوبینه ] بگفت آن گزاینده پیغام اوی همانا که بد زان سخن کام اوی.فردوسی. || درآینده و داخل شونده || فشارنده. || کار مهم. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «گزاینده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید