معنی گزایان
4 بازدید
[ گَ ] (نف) (از: گزای (گزاییدن) + ان، پسوند فاعلی). گزندرساننده و گزند و آزارکنان هم آمده است. (برهان): حقا که شکر زهر شود تلخ و گزایان گر نام خلافش بنگاری بشکر بر. عنصری (از حاشیهٔ برهان چ معین).
کلمات همقافیه با «گزایان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر