معنی گزاز
5 بازدید
[ گُ ] (اِ) طپش و اضطرابی را گویند که مردم را بسبب حرارت و غیره بهم رسد. (برهان) (آنندراج). طپشی باشد مردم را بر سبیل عموم. (صحاح الفرس).[ گِ ] (اِخ) دهی است از دهستان خان اندبیل بخش مرکزی شهرستان هروآباد، واقع در ۱۵ هزارگزی جنوب باختری هروآباد و ۷ هزارگزی شوسهٔ هروآباد به میانه. هوای آن گرم، دارای ۳۱۷ تن سکنه است. آب آنجا از دو رشته چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و سردرختی و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی جاجیم و گلیم بافی و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «گزاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر