معنی گزاره شدن
6 بازدید
[ گُ رَ / رِ شُ دَ ] (مص مرکب) عبره گشتن. عبور کردن : بر آب جیحون پل بستن و گزاره شدن بزرگ معجزه ای باشد و قوی برهان.فرخی. رجوع به گزاره کردن شود.
کلمات همقافیه با «گزاره شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر