معنی گزارشن
4 بازدید
[ گُ رِ ] (اِمص) (از: گزار +شن، پسوند اسم مصدر) (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). تعبیر خواب. (برهان): چو بشنید دغدو گزارشن خواب... رشیدی (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). || شرح و تفسیر چیزی گفتن. || ادا کردن سخن. || گذشتن. (برهان). رجوع به معانی گزارش شود.
کلمات همقافیه با «گزارشن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شن» برای سرودن شعر