معنی گریزه
6 بازدید
[ گُ زَ / زِ ] (اِ) قاچاق : از ایران چای... را بی گمرک گریزه می آورند. (از کتاب تحفهٔ اهل بخارا).[ گِ ] (اِخ) دهی است از دهستان حسن آباد بخش حومهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۸۰۰۰گزی جنوب سنندج کنار شوسهٔ سنندج به کرمانشاه. دارای ۱۵۰ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «گریزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر