معنی گریزندهیاب
7 بازدید
[ گُ زَ دَ / دِ ] (نف مرکب) آنکه گریزنده را دریابد. مجازاً اسب تیزتک. اسب تندرو که بدنبال فراری رود و او را بگیرد: همان ترک بیرون زد از صف چو شیر گریزنده یاب ابلقی تند زیر.(گرشاسب نامه).
کلمات همقافیه با «گریزندهیاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر