معنی گریانی
4 بازدید
[ گِ رْ ] (حامص) گریان بودن. گریستن : ز گریانی که هستم مرغ و ماهی همی گریند بر من همچو من زار. فرخی (دیوان چ دبیرسیاقی ص ۱۶۱).
کلمات همقافیه با «گریانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر