معنی گرگینخان
4 بازدید
[ گُ ] (اِخ) گرگین خان گرجی ملقب به شاه نوازخان در زمان شاه سلطان حسین به حکومت قندهار منصوب شد و در آنجا سوءسلوک از خود نشان داد. مردم قندهار و طایفهٔ افغان از سوءسلوک او بستوه آمدند. میرویس افغان به وکالت افاغنهٔ قندهار برای شکایت به دربار شاه سلطان حسین آمد ولی او را ندید. کسی هم بگفتهٔ او توجهی نکرد. پس به قندهار برگشت و بر حاکم آنجا شوریده گرگین خان را مقتول نمود و خود بر سریر حکومت بنشست. رجوع به روضةالصفای ناصری و تاریخ ادبیات ادوارد براون ترجمهٔ رشید یاسمی صص ۹۹ -۱۰۰ و ۱۰۱ شود.
کلمات همقافیه با «گرگینخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر