معنی گرگمیشی
8 بازدید
[ گُ ] (حامص مرکب) ظاهر خوب و باطن بد داشتن، همچون منافقان. (از آنندراج). رجوع به گرگ میش شود.
کلمات همقافیه با «گرگمیشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر