معنی گرگمیش
4 بازدید
[ گُ ] (ص مرکب) منافق که ظاهر خوب و باطن بد دارد. (آنندراج): این عزیزان در لباس گرگ، میشی میکنند یوسفم یوسف، بسی زین گرگ میشان دیده ام. سالک یزدی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گرگمیش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر