معنی گرگمست
6 بازدید
[ گُ مَ ] (ص مرکب) کنایه از معشوق جفا و ستم کننده و آزار رساننده باشد. (برهان) (آنندراج). مست طافح : یوسف روز جلوه کرد از دم گرگ و میکند یوسف گرگ مست ما دعوی روزپیکری. خاقانی (دیوان ص ۳۲۶). مؤلف آنندراج گوید: «جناب خان آرزو میفرمایند معشوق را گرگ مست گفتن به این معنی و به این اسلوب بسیار نامناسب است. در این صورت لفظ شیرمست مناسب است». (آنندراج).
کلمات همقافیه با «گرگمست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر